مرتضى مطهرى

226

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

انسان با يك جملهء لفظى معبود خود را تقديس كند . مثلًا كلمهء « سُبْحانَ اللَّهِ » و همچنين كلمهء « الْحَمْدُ لِلَّهِ » كه جميع حمدها را به خدا اختصاص مىدهد و او را فاعل حقيقى همهء نعمتها و منشأ همهء خيرات و بركات و كمالات اعلام مىكند و همچنين كلمهء « اللَّهِ أَكْبَرُ » كه خدا را برتر از هر چيز كه در تصور آيد و بلكه برتر از توصيف اعلام مىكند ، تسبيح و تقديس لفظى است . اين گونه كلمات جز دربارهء ذات اقدس احديت جايز نيست ، خواه ملك مقرّب و يا نبى مرسل باشد . نظير اين جمله‌هاست جملهء « لاحول ولا قوّة الّا باللَّه » . و اما تقديس عملى اين است كه انسان عملى انشا كند كه مفهوم آن عمل قدوسيت آن موجودى است كه آن عمل براى او صورت مىگيرد ، از قبيل ركوع و سجود و قربانى . البته عمل مانند لفظ صراحت ندارد ؛ ممكن است همين اعمال به قصد تعظيم صورت گيرد و در اين صورت عبادت نيست و خود عمل هم مقدس شمرده نمىشود يعنى يك عمل عادى است ، ولى اعمالى كه در مقابل بت و يا آتش و غيره صورت مىگيرد جنبهء تقدس پيدا مىكند ، زيرا به قصد تقديس آنها صورت مىگيرد . آنچه فطرى بشر است « تقديس » است . انسان بالفطره مىخواهد در برابر يك موجود منزه از نقص و آراسته به كمال بايستد و او را تقديس و تنزيه نمايد . تقديس چون از يك حس فطرى سرچشمه مىگيرد و غريزهء ستايش كمال مطلق است كه انسان را وادار به اين عمل مىنمايد ، خواه ناخواه با نوعى اعتقاد به استقلال شىء مورد تقديس به‌طور مستشعر و يا غيرمستشعر توأم است ، ولو به صورت خطاى در تطبيق . به عبارت ديگر ، عبادت و تقديس چون از يك حس غريزى سرچشمه مىگيرد ، لزومى ندارد كه انسان در مرحلهء شعور ظاهر واقعاً معتقد به شايستگى و مبرا بودن از نقص و استقلال ذاتى يا فعلى آن معبود باشد . آرى اين است معنى تقديس ، و اين است فرق تقديس و تواضع و همچنين فرق تقديس و تعظيم ساده و همچنين فرق تقديس و توجه و قبله قراردادن . آنچه زردشتيان در مورد آتش انجام مىدهند تقديس است نه تواضع و نه تعظيم ساده و نه قبله قرار دادن . تقديس و تنزيه بودن يك عمل كافى است براى اينكه عبادت شمرده شود ، خواه توأم با اعتقاد صريح به مقام ربوبيت مطلقه و يا رب النوعى باشد و يا نباشد . گذشته از اين ، بر خلاف ادعاى آقاى دكتر معين زردشتيان براى آتش مقامى